تبليغاتX
I reMemBer y0u f0r eVer

I reMemBer y0u f0r eVer

خداحافظ همگی

     سلام دوستانه گلم

      خوفین؟عزیزان من ماریاهستم ازهمگی شمادوستان بامرام خداحافظی میکنم امیدوارم خاطرات خوبی با

     هم داشته باشیم.

    به امید این که دوباره شماعزیزان روببینم.

   البته اگه بازبیام.دوستان ازتون می خوام که به سامان جون کمک کنین 

                                                                                             خداحافظ برای همیشه

                                                                                                        ماریا

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 شهریور1389ساعت 12:34 PM  توسط MaR!a  | 

جنگ خان ها بهترین بازی انلاین!!!!!!!

 

 

 

 

خوب  با پوزش از ماری جووون  خودم  که اپشو بهم ریختم و اینقد زود اپ کردم  ولی این اپ نیست  از شما بازدیدکنندگان محترم میخوام اگه علاقه به بازی استرتژیک داری و همینطور آنلاین

حتما این بازی رو تجربه کنید  من  که معتادش شدم

خیلی باحاله میتونی بری توی قبیله

سزباز بسازی

 طلا بخری

تویه قبیله پست بگیری مثلا  وزیر عظم وزیر جنگ  فرمانروا  و .........................

اگه این چیزا رو  که  گفتم  دوس داری  حتما روی این شکل بالا کلیک کن و در بازی ثبت نام کن

 

به امید دیدار همه شما عزیزان  در بازی  جنگ خان ها

سامان

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 شهریور1389ساعت 10:15 AM  توسط محمد بنی هاشم  | 

اخباره 20:30

عضویت در گروه اینترنتی منصور قیامت

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 شهریور1389ساعت 1:57 PM  توسط MaR!a  | 

غذا!!!!!!!!!!!!

[size=xx-large]آمریکایی : همه نوع غذا برای خوردن دارد ولی با تهدید اسلحه غذای دیگران را هم از آن ها می گیرد و می خورد !

اروپایی : همه نوع غذا برای خوردن دارد و از غذای خودش می خورد ولی دیگران را تحریک می کند که از غذای بقیه بخورند !

آفریقایی : از شدت گرسنگی می میرد ولی غذایی برای خوردن پیدا نمی کند !

هندی : اگر بتواند غذایی برای خوردن پیدا کند از خوشحالی کمی حرکات موزون می رود و سپس غذا را می خورد !

چینی : روزی سه وعده غذا می سازد و صادر می کند تا با پولش یک وعده غذا بخرد و بخورد !

ژاپنی : غذای پر خاصیت می خورد تا مغزش خوب کار کند و بتواند غذاهای جدید کشف کند !

عربی : به اندازه خودش و چندین همسرش غذا دارد ، دائما غذا می خورد ، غذای حاجت می کند تا دوباره بتواند غذا بخورد !

مالزیایی : هر وقت گرسنه شود به میزان نیاز بدنش غذای مناسب می خورد !

فلسطینی : غذا دارد ولی کسی که غذا ندارد او را می کشد و غذایش را می خورد !

اسرائیلی : غذا ندارد ولی کسی که غذا دارد را می کشد و غذایش را می خورد !

عراقی : فکر می کند غذا برای خوردن پیدا کرده ولی بعد از اینکه خورد و منفجر شد تازه می فهمد داخل غذا بمب جاسازی شده بوده !

افغانی : بسته های تریاک و هرویین را می خورد و قاچاق می کند تا بتواند غذا بخرد و بخورد !

قبایل غیر متمدن : گاهی آنها غذا را می خورند و گاهی هم غذا آنها را می خورد !

ایرانی : بسته به موقعیت های مختلف معده اش متغیر است :

در خانه خودش : چه غذا برای خوردن داشته باشد و چه نداشته باشد دائما در حال رژیم است !

در میهمانی خصوصی : همه نوع غذا سر سفره می باشد ولی آنقدر به همدیگر تعارف می کنند که آخر سر همه غذا ها می ماند و همه گرسنه از سر سفره بلند می شوند !

در میهمانی عمومی : هر غذایی که سر سفره باشد را آنقدر می خورد که یا تا شعاع چند متری سفره از هر نوع غذایی پاکسازی شود ، یا از خوردن زیاد بیهوش شود و یا بترکد و بپاشد به در و دیوار !
+ نوشته شده در  جمعه 5 شهریور1389ساعت 9:6 PM  توسط محمد بنی هاشم  | 

تست بینایی سنجی

یه تست کوچیک برای سنجش بینایی شما. امیدوارم به دردتون بخوره
 
 
دستورالعمل زیر را دنبال کنید
 
 
 
 

 

   عضویت در گروه اینترنتی منصور قیامت

    


1.   ابتدا یکی از چشماتون رو ببندید
2. 
  موس رو حرکت بدید به سمت ستاره قرمز 
3.   
کلیک راست کنید روی ستاره *  
4.  سپس دکمه را فشار دهید (select all)   
5.  حالا نتیجه رو ببینید

 

 

 

 


 ای نادون

هرکی هرچی ازت بخواد بدون اینکه از مغزت کمک بگیری انجامش میدی؟ ;)

چشات مشکل نداره بلکه مغزت مشکل داره

hehehehe   .. Ha..HA..HA.. !!!

  خوب دیگه بسه. برو به کارت برس   ...

 خود منم وقتی این ایمیل رو گرفتم ضایع شدم   ..

 اگر عصبانیتت فروکش کرده این ایمیل رو برای بهترین دوستت بفرست

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 شهریور1389ساعت 12:27 PM  توسط MaR!a  | 

خانم ها زود قضاوت میکنن

يه روز يه آقايي نشسته بود و روزنامه ميخوند كه يهو زنش با ماهيتابه ميكوبه تو سرش
مرده ميگه: براي چي اين كارو كردي؟
زنش جواب ميده: به خاطر اين زدمت كه تو جيب شلوارت يه كاغذ پيدا كردم كه توش اسم سامانتا نوشته شده بود ...

  

 


مرده ميگه: وقتي هفته پيش براي تماشاي مسابقه اسب دواني رفته بودم اسبي كه روش شرط بندي كردم اسمش سامانتا بود 

 

 

 

زنش معذرت خواهي میکنه و میره به کاراي خونه برسه 

 

 

 

 

 

نتیجه اخلاقی: خانمها همیشه زود قضاوت میکنند

  

 

 

  

 

 

 

 

سه روز بعدش مرده داشته تلويزيون تماشا مي كرده كه زنش اين بار با يه قابلمه بزرگ دوباره ميكوبه تو سرش!
بيچاره مرده وقتي به خودش مياد مي پرسه: چرا منو زدي؟

  

 

 


زنش جواب ميده: آخه اسبت زنگ زده بود !

 
  
 
 
 

 

نتیجه اخلاقی 2: متاسفانه خانمها همیشه درست حدس میزنند

 

 

  

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 شهریور1389ساعت 12:3 PM  توسط MaR!a  | 

فلسفه ی عجیب و غریب

فلسفه ی فحش خیلی پیچیده است چه بسا فحش هایی كه هر كس می ده بیانگر شخصیت و درون او باشد . اما از اونجا كه فحش در بین دانشجویان امروزه ی ما جایگاه بسیار ویژه ای دارد بنده شما رو با تعدادی از اونها آشناتون می كنم كه از شهرت ویژه ای برخوردارند :


دانشجوی تهران شمال :
نكته : وقتی می خونید این قسمتو سعی كنید لباتون تا حد امكان غنچه باشه:
بی ادب , تو واقعا عقلتو از دست دادی دیوونه . منو ترسوندی بی شعور تلفظ : بی ششووور ) امیدوارم ولنتاین كچل شی . بد بد بد)


دانشجوی تهران جنوب :
(.... .... .... ..... ... .. ... ..كلا سانسور شد )


دانشجوی دانشگاه تهران :
وطن فروش مزدور , لیبرال خود فروخته , مخل نظام , تو حق شركت در انتخابات بعدی رو نداری با اون كاندید از خودت نفهم تر , فاشیست تند رو
(توجه داشته باشید كه موضوع دعوا سیاسی بوده)


دانشجوی پزشكی :
در دیكشنری این بروبچ كلمه ی فحش تعریف نشدست


دانشجوی هنر :
من شعر دوازدهم از هشت كتاب استاد سهراب رو به تو بی ادب بی فرهنگ تقدیم می كنم امیدوارت گیتارت بشكنه و تا اخر عمر یكه و تنها و بی عشق و ژولیت بمونی .
وفتی هم كار بالا می گیره كاریكاتور همدیگه رو می كشن .


دانشجوی الهیات :
یا ایهو الذی فحشو فحشً فاحشتن ای هستیت به عدم مبدل , ای دچار دور تسلسل شده , ای علتت به ممكن الوجود گرویده , فلسفه ی تو دچار تضاد شده و من به خود اجازه ی بحث نمی دم .... *
*: این آخری كه گفت از اون ناجوراش بود كه فلش بك زد به دوران دبیرستان و رشته ی علوم انسانی كه می خوند و واسه خودش یلی بود

دانشجوی تربیت بدنی:
به من گفتی ... , ... خودتی و جد و آبادت
به همین كوتاهی البته بعدش یه 2 ساعتی بزن بزن می شه


دانشجوی زبان خارجی :
هنوز دعوا نشده , شروع می كنن خارجكی بلغور كردن البته به نظر من اگه ترجمه ی حرفاشونو می دونستند خودشون رو زبونشون فلفل می ریختن و 2 روز تو اتاق خودشونو حبس می كردن

دانشجوی حقوق :
تو با این كارت به حقوق شهروندی من تجاوز كردی و من طبق اصل 153 قانون اساسی حق دارم ازت شكایت كنم و مادرتو به عزات بشونم شما می تونید هیچی نگید اما هر چی بگید بر علیه شما تو دادگاه استفاده می شه .
راستی اگه وكیل تسخیری خواستی به خودم بگو

دانشكده ی كاشون :
كسی با تو زر نزد . كثافت مرض . از جلو چشام خفه شو
( من قصد توهین یه هیشكی رو ندارم )


دانشجوی دختر
دراكثرموارددختره وقتی باپسره دعواش میشه:

دختر:تو همیشه به من دروغ گفتی , تو هیچ وقت منو دوست نداشتی , من بازیچه ی دستای كثیفت بودم , حالا جواب خونوادمو چی بدم ؟ برو گمشو دیگه نمی خوام ببینمت
Wink
+ نوشته شده در  شنبه 30 مرداد1389ساعت 2:58 PM  توسط محمد بنی هاشم  | 

پسر ایرونی

      پسر ایرونی تا وقتی سه سالش بشه دوست نداره هیچکس بغلش کنه.

      وقتی یه زن یا یه دختر ماچش می کنه گونه هاش قرمز می شه و خجالت می کشه.

      ولی با رسیدن به سن چهار سالگی ذات پلید پسر ایرونی شروع به خودنمایی میکنه.

      مرتب خودشو به بهونه های مختلف می ندازه تو بغل زنا و دخترا . دنبال یه بهونه س که یه دخترو بوس کنه یا یه زن بوسش کنه.

      به شیش سالگی که می رسه دیگه نمی ذاره باباش حمومش کنه. برعکس سعی می کنه خودشو به مادرش بچسبونه ، بلکه با خودش ببردش حموم.

       به سن ده سالگی که می رسه شروع می کنه استفاده از ژیلت یازده بار استفاده شده باباش . هی این ژیلتو می کشه رو صورتشو ، آی کیف می کنه که مرد شده .

      دوازده سالش که شد نمی دونه چرا دلش می خواد با دخترای فامیل بازی کنه .

      سیزده چهارده سالش که شد فکر میکنه خیلی خوش تیپه. خیال می کنه مامانش اونو از روی مدل "آلن دلون" زائیده . مرتب تو خیابون راه می ره و دخترا رو نگاه می کنه و کم کم با بالاتر رفتن سن ، کمرش پایین تر میاد و دکمه یقه پیرهنش به سگک کمربندش نزدیک تر می شه(نکته کنکوری) .

       شونزده هفده سالگی دیگه یه چیزایی یاد گرفته . می دونه واسه بیرون رفتن باید لباس عجیب بپوشه . مثلا یه پیرهن نارنجی که رو سینه ش عکس یه جمجمه س می پوشه . رو کمرش نوشته : Just do it! (نکته فوق کنکوری) .

     وای وای وای... نگو خواهر... ... (این قسمت حذف شده و تو کنکور نمیاد) دیگه همین دیگه .

      آها... با بچه ها که می ره بیرون اسمش عوض می شه ، مثلا اگه اسمش سعید یا علی یا احمد یا جواد باشه تبدیل می شه به : دیوید ، جک ، زاپاس ، تمساح ، سرنتی پیتی ، حامی بچه ها (به یاد دایی احمد) ، خرچنگ ، یا بی بی...این قسمتم سانسور شده تو کنکور نمیاد.

     هجده نوزده سالگی می فهمه یه جایی به اسم پاتوق وجود داره که با رفقا توش جمع بشن . وای به حال اون دختر بدبختی که از کنار پاتوق رد بشه . بلایی سر دختره میاره که ......

    کم کم یاد می گیره که دختر یعنی جنس لطیف . نباید مث تاتارا طرفش رفت . باید طوری با لطافت رفت طرفش که نفهمه می خوای گازش بگیری . باید با ملایمت رفت جلو و مخشو زد


.       فکر می کنه اگه خودشو آرایش کنه دخترپسند می شه. پس اول از همه موهاشو بلند می کنه. بعد یا موهاشو "فر شیش ماهه" می زنه یا "گلت" می کنه. بعدشم یه دمب اسبی و... تمام.

     دخترکش شد اروای عمهاش


     این شعارو سرلوحه کارش قرار می ده و می ره بوتیک یه جعبه لوازم آرایش می گیره صد و سی تومن .

     بار اول دوم چون بلد نیست زیر ابرو برداره زیر و بالا رو با هم برمی داره و اصلا ابرو نمی ذاره . ولی خوب از اونجا که "انسان جایزالخطاست" اونم اینقدر تمرین می کنه تا کم کم یاد می گیره.

     سفید کننده می زنه به چه سفیدی... ریمل می زنه به چه سیاهی... رژ می زنه به چه قرمزی...

     می شه مث کلاه قرمزی...

    موهاشو که دمب اسبی می کنه سه تارو از سمت چپ و پنج تارو از سمت راست آزاد می کنه و می ندازه رو صورتش . اون دوتا تارموی اضافی سمت راستم حکایت داره. نماد خودشه و دختری که انشالا اونروز باهاش آشنا می شه.

    عشقه دیگه...چه می شه کرد ؟


     یه زنجیر طلا گردنش می ندازه اونقدر پهن که آدمو یاد قلاده سگای "ژرمن شپرد" می ندازه . یه دستبند می ندازه دستش که چنان جرینگ جرینگ می کنه که آدمو یاد زنگوله "بزغاله های شبیه سازی شده به دست پژوهشگران توانمند ایرانی" می ندازه .

    بعد که کامل شد می ره سر مسیر وایمیسه . واسه شروع کار سعی می کنه مخ دخترای پنجم   دبستانی و اول راهنمایی رو شیربرنج کنه . بعد کم کم ارتقا می گیره و می ره سر مسیر دبیرستانیا .

    اولش فقط با یکی دوست می شه ولی کم کم می فهمه هر چیزی یه زاپاس لازم داره ، پس می ره دنبال یه زاپاس واسه دوست دخترش... و از اونجایی که فکر می کنه هر چیزی یه زاپاس می خواد ، واسه زاپاسشم میره دنبال زاپاس و...

     اگه قیافه داشته باشه (پسره رو می گم) نونش تو روغنه . دخترا رو مجبور می کنه براش خرج کنن . ولی وای به حال اون بیچاره بدقیافه . مجبوره واسه دوست دختراش مرتب پیاده بشه... که ولش نکنن.

     می گذره و می گذره و می گذره تا کم کم می فهمه عاشق یکی از دخترا شده . از اونجا که آقا پسر خیلی حرفه ای تشریف داره شروع می کنه به آمار گرفتن از دختره که می بین

بله...

    آمار طرف پاکه و خانم از برگ گل پاک تره و قبلا با هیچکس دوست نبوده .

    شروع می کنه دوست دختراشو دور انداختن که فقط با همین یکی که عاشقشه بمونه . شروع می کنه واسه دختره خریدن کادو ، هدیه ، انگشتر ، تاپ ، شلوار ، روسری...

    می گذره تا اینکه یه روز زنگ می زنه گوشی "خانم بچه ها" می بینه "حاج خانم" جواب نمی ده . چن روزی زنگ مرتب زنگ می زنه و جواب نمی گیره .

   بخاطر دوری و بی خبری از عشقش مریض می شه . می برنش بیمارستان...

   که می فهمن بله... آقا ایدز داره.

   وقتی از بیمارستان میاد بیرون نتیجه گیریش از اتفاقات گذشته اینه :

     یه دختر عاشقم کرد ، خرم کرد ، مریضم کرد ، بدبختم کرد ، ولم کرد .

      و اون طرف معادله رو اینجوری می نویسه :

      دخترا رو عاشق خودم می کنم ، خرشون می کنم ، مریضشون می کنم ، بدبختشون می کنم ، ولشون       میکنم ...

      نمیدونم این مطلب طنز بود یا واقعیت؟ ولی همیشه طنزها از واقعیت ریشه میگیرن امیدوارم شما ها حواستونو خوب جمع کنین

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 مرداد1389ساعت 7:35 PM  توسط MaR!a  | 

خان ها

راستی برو بکس یه چیزی 

این ادرسو میبینین  

برا جنگ خان هاست

رو ش  کلیک کنید خیلی با حاله

امضا  خودمه روی امضا من کلیک کنید

 

امضا من 

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 مرداد1389ساعت 1:26 PM  توسط محمد بنی هاشم  | 

سیاست یعنی این!!!!!!!

يك روز يک پسر کوچولو که مي خواست انشاء بنويسه از پدرش مي پرسه: پدرجان !
لطفا براي من بگين سياست يعني چي ؟
پدرش فکر مي کنه و مي گه :بهترين راه اينه که من براي تو
يک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سياست بشي
من حکومت هستم، چون همه چيز رو در خونه
من تعيين مي کنم.. مامانت جامعه هست، چون کارهاي خونه رو اون اداره ميکنه..
کلفت مون ملت فقير و پا برهنه هست، چون از صبح تا شب کار مي کنه وهيچي نداره.
تو روشنفکري چون داري درس مي خوني و پسر فهميده اي هستي..
داداش کوچيکت هم که دو سالش هست،نسل آينده است.
اميدوارم متوجه شده باشي که منظورم چي هست و فردابتوني در اين مورد بيشتر فکر کني.

*****

پسر کوچولو نصف شب با صداي برادر کوچيکش از خواب مي پره. مي ره به اتاق
برادر کوچيکش و مي بينه زيرشرو کثيف کرده و داره توي خرابي خودش دست و پا مي زنه. مي ره توي اتاق
خواب پدر و مادرش و مي بينه پدرش توي تخت نيست و مادرش به خواب عميقي فرو رفته و هر کار مي کنه مادرش از خواب بيدار نمي شه. مي ره تو اتاق کلفت شون که
اون رو بيدارکنه، مي بينه باباش توي تخت کلفتشون خوابيده .....؟؟؟؟
ميره و سر جاش مي خوابه و فردا صبح از خواب بيدار مي شه.

فردا صبح باباش ازش مي پرسه: پسرم! فهميدي سياست چيه؟ پسر مي گه: بله پدر، ديشب فهميدم که سياست چيه:
سياست يعني اينکه حکومت، ترتيب ملت
فقير و پا برهنه رو مي ده، درحالي که جامعه به خواب عميقي فرورفته
و روشنفکر هر کاري مي کنه نميتونه جامعه رو بيدار کنه، در حاليکه نسل
آينده داره توي گه خودش دست و پا مي زنه

سیاست یعنی این !!!!!! واقعا برا خودمون ...........................................

+ نوشته شده در  شنبه 23 مرداد1389ساعت 5:17 PM  توسط محمد بنی هاشم  | 

دلیل برای زن بودن خودافتخارکنید

۱- نام هر گل و زیبایی در طبیعت است را روی شما می‌گذارند.
۲-هنگامی که رنگ پریده یا بیمار هستید با کمی وسایل آرایش می‌توانید خود را زیباتر کنید و هیچ کس هم از شما ایرادنمی‌گیرد( کاری که بسیاری از آقایان مد روز یواشکی انجام می‌دهند).
3- تمام شاعران ایران زمین در وصف گل روی شما هزاران شعر گفته و خط و خال و چشم و ابروی شما را ستوده اند.
4- مجبور نیستید سر کار بروید و پول یک ماه کار و تلاشتان را برنج و گوشت و نخود و لوبیا بخرید.

5- به راحتی و با اعتماد به نفس هر وقت که لازم بود گریه می کنید و غم و غصه هایتان را در دل جمع نمی کنید تا سکته کنید.
6- عمرتان بسیار طولانی است.

7- آنقدر حرف برای گفتن دارید که هرگز کم نمی‌آورید.
8-
همیشه یک عالمه دوست و رفیق ناب دارید و کمتر گرفتار رفیق ناباب می شوید.
9-
هرگز در حمام خود را گربه شور نمی کنید.
10-
بزرگ شده اید و کمتر برای طرفداری از تیم قرمز و آبی یا این حزب و آن حزب جلز و ولز کرده و کرکری می خوانید.
11- ریش و سبیل ندارید که موقع آب خوردن قبل از خودتان سبیلتان آب بنوشد.
12- عشق و هنر ابداع شماست.
13- همیشه جوان تر از سنتان هستید و هیچ کس نمی داند شما چند ساله اید.
14-
از سن 9سالگی به بلوغ عقلی و جسمی می‌رسید و حالاحالاها بایدبدوند تا به پای شما برسند!.
15-
بهشت زیر پای شماست.
16- اگر موهایتان مرتب نبود یا وقت برای مرتب کردنشان نداشتید، با سرکردن یک روسری قضیه حل است.

17- همیشه در کیفتان آینه دارید و موقعی که در سلف سرویس دانشگاه قورمه سبزی می‌خورید یک دانه لوبیا لابه لای سبیلتان جا خوش نمی کند.
18-
همیشه تمیز ونظیف و خوشبو هستید.
19- به وزنتان اهمیت می دهید و شکمتان جلوتر از خودتان وارد اتاق نمی شود.
20-
همیشه مقداری پول برای روز مبادا دارید که جز خودتان هیچ کس از جای آن خبر ندارد.
21-
مجبور نیستید از این خانه به آن خانه بروید و خواستگاری کنید، مثل خانمها در خانه می‌نشینید تا دیگران با کلی منت و خواهش و التماس و گل و هدیه!!! از شما اجازه ی حضور بگیرند.
22- می‌توانید موهایتان را بلند یا کوتاه کنید و هر نوع لباسی که دوست داشتید بپوشید از شلوار تا دامن... و هرنوع کفشی را بپسندید به پا کنید از اسپرت تا پاشنه سه سانتی و بالاتر.
23-
مجبورنیستیدبارهای سنگین را جابه جا کنید یا تن به مشاغل سخت و پایین بدهید چراکه شما یک خانم هستید!.
24- حق تقدم با شماست.
25- مرد از دامن شما به معراج می رود.
26- هرگز از فرط خشم نعره نمی کشید و از فرط حسادت کبود نشده و خون راه نمی اندازید.
27- نیم بیشتر صندلی های دانشگاه ها را شما تصاحب کرده اید.
28- ضعیف کش نیستید و دق و دلی رئیس اداره تان را در خانه خالی نمی کنید.
...
و اگر خوب فکر کنید می بینید که صدها دلیل محکم دیگر وجود دارد که شما به زن بودن خود افتخارکنید.

+ نوشته شده در  شنبه 23 مرداد1389ساعت 9:58 AM  توسط MaR!a  | 

wow

قبض جریمه جدید واسه خانم های بد حجاب

از این به بعد باید قبل ازدواج باید بریم خلافی دختر ها رو بگیریم ..... از مهریه و خرج محضرش کم کنیم ......

+ نوشته شده در  جمعه 22 مرداد1389ساعت 0:35 AM  توسط محمد بنی هاشم  | 

راه های دوست پسرازاری

1 - اگه بهتون زنگ زد (در این مسئله فرض بر سعید نام بودن دوست پسرتونه...!!!) بگین سلام حمید جون.بعد یه دفعه انگار که تازه متوجه شدین بگین اوا خاک به سرم علی تویی؟؟؟؟می تونین این سیر رو تا هفده باز تکرار کنین ولی بار هجدهم دیگه خطر مرگ داره.من مسئولیتی در قبال این حادثه ندارم.


2 - بهش زنگ بزنین و بگین کسی خونه نیست و دعوتش کنین خونتون ، بعد با دختر همسایه برید سینما و فیلم هوو یا ازدواج به سبک ایرونى رو ببینید.


3 - تا یه شوخی کوچیک با شما کرد سریعا جبهه بگیرین و باهاش دعوا کنین. با کلماتی از قبیل:مگه تو خودت خواهر مادر نداری؟...یا یه همچین چیزایی .ولی دو تا سه دقیقه بعد خودتون یه جک فجیع یا افتضاح تعریف کنید و بعدش بشینید و قیافه بنده خدا رو تماشا کنید.


4 - آرایش شدید بزنید و از این شلوارای خیلی برمودا و از این پیرهن آستین کوتاها بپوشید و برید جلوی بنده خدا رژه برید و وقتی به شما نزدیک شد و به دو سه متری شما رسید ، سرش داد بزنید و بعدش بشینید و زجر کشیدنش رو تماشا کنید.


5 - عکسهای دو نفره ای رو که با پسر نوه عمه ی خاله ی پدربزرگ پسر دختر خالتون و یا امثالهم گرفتید بهش نشون بدید ولی بهش اجازه ندید حتی یه دونه عکس باهاتون بگیره.


6 - موقع تولدش جلوی دوستاش فقط بهش یه شاخه گل هدیه بدید و حالشو حسابی بگیرید و (احتمالا بسته به قدرت و توانایی قلبی و شرایط جوی) بشینید و سکته شو تماشا کنید و لذت ببرید.


7-همین که تو ماشین بغل دستش نشستین شروع کنین به عطسه کردن و از بوی ادکلن چند صد هزار تومنیش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خریده ایراد بگیرید و بهش بگید که به این بو حساسید.


8 - وقتی داره باهاتون حرف می زنه همین که به جای حساس حرفاش رسید بی مقدمه موبایلشو بردارید و به یکی از دوستاتون زنگ بزنید و چهار ساعت و چهل و هشت دقیقه با دوستتون حرف بزنید و اون بدبختو تو کف حرف زدن و تو فکر قبض موبایل بذارید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 مرداد1389ساعت 6:29 PM  توسط MaR!a  | 

مسیرتکامل اقاپسرها

 

سن 14 سالگی : تازه توی این سن، هر رو از بر تشخیص میدن . اول بدبختی
سن 15 سالگی : یاد می گیرن که توی خیابون به مردم نگاه کنن ... از قیافهخودشون بدشون می یاد
سن 16 سالگی : توی این سن اصولا راه نمیرن، تکنو می زنن ... حرف هم نمی زنن، داد می زنن ... با راکت تنیس هم گیتار می زنن
سن 17 سالگی : یه کمی مثلا آدم میشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند می خونن... یادش به خیر اون روزها که تکنو نبود راک ن رول می خوندن
سن 18 سالگی : هر کی رو می بینن تا پس فردا عاشقش میشن ... آخ آخ ...

آهنگ های داریوش مثل چسب دو قلو بهشون می چسبه
سن 19 سالگی : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تیز میشن ...

ابی گوش میدن
سن 20 سالگی : از همه شون رو دست می خورن ...ستار گوش میدن که نفهمن چی شده
سن 21 سالگی : زندگی رو چیزی غیر از این بچه بازیها می بینن ... مثلا عاقل می شن
سن 22 سالگی : نه می فهمن که زندگی همش عشقه ... دنبال یه آدم حسابی می گردن
سن 23 سالگی : یکی رو پیدا میکنن اما مرموز میشن ... دیدشون عوض می شه
سن 24 سالگی : نه... اون با یه نفر دیگه هم دوسته ...اصلا لیاقت عشق منو نداشت
سن 25 سالگی : عشق سیخی چند؟ ... طرف باید باباش پولدار باشه...

حالا خوشگل هم باشه بد نیست
سن 26 سالگی : این یکی دیگه همونیه که همهء عمر می خواستم ... افتخار میدین

غلامتون باشم ؟
سن 27 سالگی : آخیش
سن 28 سالگی : کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نمیومدم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 مرداد1389ساعت 6:21 PM  توسط MaR!a  | 

خیلی باحاله

www.harebo.blogfa.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 مرداد1389ساعت 11:59 AM  توسط محمد بنی هاشم  | 

دستورعمل های شیرازی واصفهانی ها

   اصفهانی ها

اول اينكه همشون زيرشلواري آبي راه راه مي پوشن ( البته شايد با خوندن
اين مطلب سريع اونو عوض كنن
دوم اينكه با خوردن هر قلوب نوشابه نگاهي به شيشه ميكنن به كجا رسيدهسوم
اينكه تا در بستني رو باز ميكنن سريع يه ليس به درش ميزننچهارم اينكه
وقتي براشون مهمون مياد دم در مي ايستند و به جاي اينكه بگويند بفرمائيد
تو ميگن چرا نمياي تو

يه اصفهاني مي گن اگه سردت شد چيكار مي كني؟

مي گه ميرم بغل بخاري
مي گن اگه خيلي سردت شد چي؟
مي گه ميرم به بخاري نزديك تر ميشم
مي گن اگه خيييلي سردت شد چي ؟
ميگه ميرم به بخاري مي چسبم
مي گن اگه خيييييلي خيييلي سردت شد چي؟
مي گه ميرم بخاري رو روشن مي كنم



يه اصفهاني خيلي اوقاتش تلخ بود. دوستش ازش علت اوقات تلخيش رو پرسيد.
جواب داد: اخه دندانه شونه سرم شكست. دوستش گفت: خوب از دندانه هاي ديگه
شونه ات استفاده كن. اصفهانيه گفت: اخه اين اخرين دندانه شونه ام بود


تحقيقات نشون داده اصفهانيها فقط در 22 روز سال رشد مي کنند: دهه اول
محرم + دوازده روز اول عيد


دختر اصفهانيه به دوست پسرش مي گه شب بيا خونمون, اگر موقعيت خوب بود يه
سكه مي اندازم پايين. شب مي شه و پسره مياد. دختر يه سكه ازپنجره مي
اندازه بيرون ولي هرچقدرمنتظر ميشه پسر نمياد, مياد دم پنجره بهش ميگه پس
چرا نمياي بالا پسر ميگه دارم دنبال سكه مي گردم, دخترميگه بيا بالا بهش
كش بسته بودم سكه الان تو دستمه

يه روز يه اصفهانيه داشته روي خودش آب يخ مي ريخته. يكي مي بيندش و ازش
مي پرسه چرا همچين كاري مي كني؟ ميگه مي خوام سرما بخورم. يارو ميگه چرا؟
ميگه آخه يه پنيسيلين تو خونه دارم, داره تاريخ مصرفش مي گذره


اصفهانی با برق خونه همسایشون خودکشی میکنه

ميگن توي اصفهان همه كانديدها براي اينكه صرفه جويي كنن پوستر تبليغاتي
چاپ نكرده بودن هر روز از يه درختي آويزون مي شدن

اصفهانیه داشته نوار روضه گوش میداده میزنه آخر نوار ببینه شام ميدن یا نه



دستور العمل های شیرازی·

سعی كنید روزها استراحت كنید تا شبها راحت بتوانید بخوابید ·

در نزدیكی تخت خوابتان صندلی بگذارید تا اگر از خواب بیدار شدید روی آن
نشته و استراحت كنید ·

ایستادن به رفتن، نشستن به ایستادن و خوابیدن به نشستن اولویت دارد ·

جایی كه می‌توانید بنشینید چرا می‌ایستید؟ ·


كار امروز را به فردا موكول كنید و كار فردا را به پس فردا ·

اگر حس كار كردن به شما دست داد كمی صبر كنید تا این حس از شما بگذرد ·

از همه دیرتر سر سفره رفته و زودتر بلند شوید تا زحمت چیدن و جمع كردن
سفره به شما تحمیل نشود ·


برای كار همیشه فرصت هست پس از استراحت غافل نشوید ·

در میهمانی‌ها حتماً با خود بالش ببرید شاید فرصتی برای استراحت بدست
آوردید ·


   .به خواب نگویید كار دارم به كار بگویید خواب دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 مرداد1389ساعت 9:3 AM  توسط MaR!a  | 

یاد پدر

               پدرم اینجوری بود:



وقتی من :

4 ساله بودم فکر میکردم پدرم هر کاری رو میتونه انجام بده.

5ساله که بودم فکر میکردم پدرم خیلی چیزهارو میدونه.

6 ساله که بودم فکر میکردم پدرم از همه پدر ها باهوش تره.

8 ساله که شدم گفتم:پدرم همه چیز رو نمیدونه.

10 ساله که شدم با خودم گفتم:اون موقع ها که پدرم بچه بود همه چیز با الۀن فرق میکرد.

12 ساله که شدم گفتم:خب طبیعیه"پدر هیچی در این مورد نمیدونه..دیگه پیرتر از اونه که بچگی هاش یادش بیاد.

14 ساله که بودم گفتم:زیاد حرفای پدرمو تحویل نگیرم.ائن خیلی امّله.

16 ساله که شدم دیدم خیلی نصیحت میکنه.گفتم:باز اون گوش مفت گیر اورده.

18 ساله که شدم گفتم:ئای خدای من.باز گیر داده به رفتار و گفتارو لباس پوشیدن من.همینجوری به آدم گیر میده.عجب روزگاریه..

21 ساله که شدم گفتم بابا به طرز مآیوس کننده ای از رده خارجه.

25 ساله که شدم دیدم باید ازش بپرسم.چوپدر چیز کمی درباره ی این موضوع میدونه.زیاد بااین قضیه سر و کار داره.

30 ساله که شدم به خودم گفتم:پدر چجوری از پس این همه کار بر میاد.؟

35 ساله که شدم گفتم:بد نیست از پدر بپرسم.هرچی باشه اون چندتا پیراهن بیشتر از ما پاره کرده.اون خیلی تجربه داره..

40 ساله که شدم حاضر بودم همه چیز رو بدم تا پدر برگرده تا من بتونم باهاش درباره ی این همه چیز حرف بزنم.

اما افسوس که قدرشو ندونستم.

خیلی جیزها می شد از پدر یاد گرفت...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 مرداد1389ساعت 1:0 PM  توسط MaR!a  | 

تست روانشناسی(جالبه)

هنگامی‌که به حمام می‌روید اولین قسمتی که از بدنتان را می‌شورید کدام ناحیه است؟ این موضوع که شما هنگامی‌ که به حمام می‌روید کدام ناحیه از بدنتان را می‌شورید دارای روان شناسی جالبی می‌باشد.
آیا شما به حمام میروید اول صورت، زیر بغل، موهای سر، قفسه سینه یا شانه هایتان را می‌شورید؟ یا سایر اعضای بدنتان را می‌شورید.

آیا تا کنون به پاسخ این سوال فکر کرده اید آیا به این موضوع دقت کرده‌اید ؟؟قبل از اینکه این متن را بخوانید اول تصمیم بگیرید و فکر کنید که کدام ناحیه از اعضای بدنتان را در ابتدا می‌شورید و بعد این تست را ادامه دهید.


اگر شما شخصی هستید که هنگام ورود به حمام صورت خود را می‌شورید:

پول برای شما اهمیت بسیاری دارد اما نسبت به اهمتی که پول در زندگی شما دارد کوشش کمی‌برای به دست آوردن آن انجام ‌می‌دهید سطح تقاضا و تلاش شما دارای توازن نمی‌باشد . در صحبت های خود خیلی پایبند صداقت نیستید و برای اینکه به مقصود خود برسید گاهی اوقات صداقت خود را فراموش می‌کنید . افرادی که در اطراف شما هستند به دلیل رفتارهای متفاوتی که شما انجام می‌دهید قادر به درک صحیحی از شما نیستند ولی شما به تفکرات دیگران راجع به خودتان اهمیت زیادی نمی‌دهید و معمولا کارهایی را که خودتان دوست دارید و طبق خواسته و میل خودتان باشد انجام می‌دهید.

اگر شما شخصی هسیتد که ابتدا زیر بغل خود را می‌شورید:

شما شخصی قابل اعتماد و بسیار مسئول هستید و هر کاری که بر عهده شما گذاشته می‌شود را به خوبی انحام می‌دهید . شخصی کاملا مردمی‌هستید و به همین دلیل و ویژگی که دارید بسیاری از افراد مطیع شما هستند و ارزش بالایی را برای شما قائل هستند ، زیرا شما اگر دوستی داشته باشید که در قطب شمال زندگی کند و به کمک شما احتیاج داشته باشد بلافاصله با شنیدن این خبر به کمک او می‌روید . اما توصیه می‌کنیم اینقدر صادق نباشید زیرا باعث می‌شود که متحمل ضربات جبران ناپذیری شوید .

اگر شما شخصی هستید که ابتدا موهای سر خود را می‌شورید:
این افراد هنرمند، خلاق، هستند و معمولا دارای افکاری مثبت هستند که باعث می‌شود دیگران را به خود جذب کنند . این افراد معمولا آنقدر در رویاهایی خود غوطه ور می‌شوند که گاهی فراموش می‌کنند در حال حاضر و در این زمان به سر می‌برند . برای به دست آوردن پیروزیها و موفقیت ها با تلاش مدام و پیوسته پیش می‌روید . شما قادر به درک موضوعاتی هستید که دیگران نمی‌توانند آن را درک کنند . موقعیت اجتماعی برای شما بسیار مهم تر از جنبه ی اقتصادی آن می‌باشد. به خانواده و دوستانتان اهمیت زیادی می‌دهید.

اگر شما شخصی هستید که اول قفسه‌ی سینه تان را می‌شورید:

شما شخصی هستید که زیاد اهل حرف و سخن نیستید و ترجیح می‌دهید در مورد کاری صحبت نکنید تا این کار به اتمام برسد و بعد در مورد آن صحبت می‌کنید ، آدمی‌رک هستید.آرامش خیال و آسودگی بزرگترین هدف شما در زندگی است . شما شخصی هستید که نمی‌توانید افرادی که به نوعی حواس پرت یا پریشان هستند تحمل کنید . شما همیشه تمایل به کارهای جدید و نو دارید و از تمام وقایع جدید و متنوع استقبال می‌کنید .

اگر شما شخصی هستید که اول شانه‌هایتان را می‌شورید:

این افراد معمولا در همه‌ی کارهای خود با ناامیدی وارد می‌شوند به همین دلیل نمی‌توانند پیروز میدان شوند جون از ابتدای امر با نا امیدی وارد می‌شوند . علی رغم توانایی های زیادی که دارید تا کنون پیشرفت قابل توجهی نصیب شما نشده است . دوست دارید وقت خود را در تنهایی بگذرانید و از تفریحات جمعی فراری هستید . پول برای شما در زندگی تان تاثیری وافر و باور نکردنی دارد در حالی که بر تمام قعالیت های شما تاثیر مستقیمی‌دارد .

سایر نقاط بدن:
شما شخصی بسیار متعادل هستید، به راحتی می‌توانید درون خود را کنترل کنید و بر احساسات قلبی تان فائق شوید . شما فردی فعال و پویا نیستید باید این موضوع را یاد بگیرید که این حس را در خود بیدار سازید تا بتوانید زندگی تان را از هیجان سرشار کنید . شما شخصی دوست داشتنی هستید و به هر مجلسی که قدم بگذارید دوستان زیادی را برای خود پیدا می‌کنید.
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 مرداد1389ساعت 5:38 PM  توسط محمد بنی هاشم  | 

اموزش زبون ترکی

 ۱ - هرگاه حرف ب ساکن قبل از ر بیاید جای آنها عوض می شود:مثال:  کبریت  <-- کربیت             تبریز <-- تربیز
 
2- حرف گ در اول کلمه ق و در سایر موقعیتها ج ادا میشود:
 
مثال:   گازوئیل <-- قازوئیل                 تگرگ <--  تجرج                       کامپیوتر <-- قامپیوتیر
 
3- گاه حرف ه در آخر کلمه به ی و در برخی انواع گویش به صدای او تبدیل میشود:
 
مثال:
گوجه فرنگی <-- قوجی فرنجی   (یا همان گیرمیز بادمجان)
ماهی تابه <-- مایتابو
 
4- صدای ق به صدای گ و حرف گ در اول کلمه با صدای ق ادا می شود. در برخی موارد ق حذف میشود:
 
مثال:
قند <-- گند
گلابی <-- قلابی
آقای رئیس <-- آی رئیس
 
5- گاه حرف ی بعد از حرف با صدای کسره با صدای و تلفظ میشود:
 
مدیر<-- مدور
 
6- بعد از حروفی که در کلمه با صدای کسره ادا میشوند یک ی اضافه میشود:
مثال:
 
مثال <-- میثال
ابتدا <--  ایبتیدا
چراغ <-- چیراگ
 
3- حرف ک هیچگاه با صدای ک ادا نشده و بسته به موقعیت حرف در کلمه، موقعیت کلمه در جمله، نوع وضع عصبی گوینده، محل تولد گوینده، وضع آب و هوا و ... با صدای ش خ چ ق ادا شده و گاه اصلا ادا نمی شود:
 
مثال:  من به تک تک سوالات شما پاسخ خواهم داد <-- من بی تشتچ سوالات شما پاسخ خواهم داد.
مرتیکه کثافت درست رانندگی کن <-- مرتیچه چثافت درست رانندجی قن
سلام آقای دکتر <-- سلام آی دتر
زبان بیسیک <-- زبان بیسیخ
چکار می کنی؟ <-- چخار موقونو ؟
 
4- معمولا افعال در حالت اول شخص به صورت دوم شخص بیان میشوند.
من با شما نبودم <-- من به شما نبودی !
 
5- ضمیر ملکی متصل دوم شخص به صورت سوم شخص بیان میشود:
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 مرداد1389ساعت 12:57 PM  توسط MaR!a  | 

خیار هلو سیب

خیار ، هلو و سیب در جلو شماست ، شما کدام را انتخاب می کنید ؟؟ ( تمرکز کنید و جواب را در ذهنتان نگه دارید)

خوب فکر کنید که شخصیت شما رو مشخص می کنه  برین تو ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 مرداد1389ساعت 12:7 PM  توسط محمد بنی هاشم  | 

تماشا

   لحظه های ناب بودن راتومعنامیکنی                       

                  درزمستان بهارم شعله برپامی کنی

  بی توشعرم عاجزوبیهوده است                            

                  بیت بیت دلخوشی هاراتومعنامیکنی

  من به عشقت دلخوشم تنهادراین دنیای ویرانه ها         

                حیف ازاین که داری ساده حاشامیکنی

  تن به امیدرسیدن مرگ راپس میزند                      

               بی خودی ازارزوهایی که رویا میکنی

  ازتودلگیرم تویی که مینشینی باغرور                     

              ارتحال دل سپردن روتماشامیکنی

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 مرداد1389ساعت 10:54 AM  توسط MaR!a  | 

دوباره جاموخاکی کن

      دوباره جاموخاکی کن وقتی ستاره میشمری

                        جای منم تواشک بریزوقتی که ازگریه پری

                                         دوباره جاموخاکی کن توشب هق هق وسکوت

                                                             فقط خیال کن این منم این منم بازم نشستم روبروت

        خیال کن بین دستامون فاصله ها جا ندارند

                       خاطره هانمی تونن اشکمو نو در بیارند

                                      ازسربگیرلحظه هاتوبی منولحظه های من

       حالاکه تموم لحظه هام بیتوازکنارم می گذرن

                    شب خالی ازستارتوبسپاربه بدست قصمون

                                     جاموخاکی کن تودلت تاابدبه یادم بمون

                                                            

                             

+ نوشته شده در  شنبه 16 مرداد1389ساعت 8:55 PM  توسط MaR!a  | 

     درفراسوهای عشق تورادوست دارم.درفراسوی پردورنگ.درفراسوی پیکرهایمان.به من وعده ی

    دیداربده.

           تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

     دوری یعنی فراق.فراق یعنی دلتنگی.دلتنگی یعنی تو.تویعنی همه ی دنیا ی من.

                  تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

    اونی که بیشترعاشقه کمتروفامیبینه.اونی که کمتر وفاداره بیشترمحبت میبینه.اینه اون دنیایی که همه

   عاشقشن.

+ نوشته شده در  شنبه 16 مرداد1389ساعت 4:43 PM  توسط MaR!a  | 

انچه میپنداشتیم

  هیچ کس اشکی برای مانریخت.هرانکه با ما بود از ما گریخت.چند روزیست حالم دیدنیست.

  حال من ازاین وان پرسیدنیست.گاه بر روی زمین زل میزنم.گاه بر حافظ تفاءل میزنم.حافظ

  فالم راگرفت.یک غزل امد که حالم را گرفت.ما ز یاران چشم یاری داشتیم.خودغلط بود انچه

  میپنداشتیم.

 

+ نوشته شده در  شنبه 16 مرداد1389ساعت 3:3 PM  توسط MaR!a  | 

love

  My eye:Miss you

My feel:Love you

My hand:Need you

My mind:Call you

My life:Is 4 you

My Heart:Jast 4 you

.

.

.

.

.

.

not underestand

.

.

.

Baba.ILOVEYOU

+ نوشته شده در  جمعه 15 مرداد1389ساعت 5:58 PM  توسط MaR!a  | 

بهترین چیز

         نازنین مثل قناری درقفس هرشب هوایت می کنم.اسمان کوچکی دارم وفدایت می کنم.

                             تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد 

    ای کاش گل باغ بهارت بودم اندرقفس نظر می کردی من مردمک چشم خمارت بودم.

                  

     

 

                                          

                              

+ نوشته شده در  جمعه 15 مرداد1389ساعت 5:52 PM  توسط MaR!a  | 

خب حالا اینا رو جواب بدید!!!

جواب بدید

شخصی در یک تست هوش دردانشگاه که جایزه یک میلیون دلاری براش تعیین شده شرکت کرده .

سوالات این مسابقه به شرح زیر میباشد :

1-جنگ 100 ساله چند سال طول کشید؟
الف-116 سال ب-99 سال ج-100 سال د- 150 سال
آن شخص از این سوال بدون دادن جواب عبور کرد .

2-کلاه پانامایی در کدام کشور ساخته میشود؟
الف-برزیل ب-شیلی ج-پاناما د-اکوادور
آن ازدانش اموزان دانشگاه برای جواب دادن کمک خواست .

3-مردم روسیه در کدام ماه انقلاب اکتبر را جشن میگیرند؟
الف-ژانویه ب-سپتامبر ج-اکتبر د-نوامبر
آن شخص از خدا کمک خواست .

4-کدام یک از این اسامی اسم کوچک شاه جورج پنجم بود؟
الف-ادر ب-البرت ج-جورج د-مانویل
آن شخص این سوال رو با پرتاب سکه جواب داد .

5-نام اصلی جزایر قناری واقع در اقیانوس ارام از چه منبعی گرفته شده است؟
الف-قناری ب-کانگرو ج-توله سگ د-موش صحرایی
آن شخص از خیر یک میلیون دلار گذشت .

اگر شما فکر میکنید که از آن شخص باهوش‌تر هستید و به هوش او می‌خندید، پس لطفا به جواب صحیح سوالات در زیر توجه کنید:

1- جنگ 100 ساله( 1453-1337 میلادی) به مدت 116 سال به درازا کشید.
2- کلاه پانامایی در کشور اکوادور ساخته می‌شود.
3- انقلاب اکتبر روسیه در ماه نوامبر جشن گرفته میشود.
4- نام کوچک شاه جورج البرت بود.(در 1936 او نام کوچک خود را تغییر داد.)
5- توله سگ. در زبان اسپانیایی INSULARIA CANARIA که در فارسی به معنی جزایر توله سگها است

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 مرداد1389ساعت 10:56 AM  توسط محمد بنی هاشم  | 

تست هوش (قشنگ فک کنید)

سوأل اول :
فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟

پاسخ:
اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.

سوأل دوم:
اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟

پاسخ:
اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون می خواهید سبقت بگیرید؟)
مشخصتاً امروز روز شما نیست. شاید بتونید سوأل آخر رو جواب بدید. تمام سعی خودتون رو بکنید. آبروتون در خطره!!!

سوأل سوم:
پدر ماری، پنج تا دختر داره: 1-Nana 2- Nene 3- Nini 4- Nono. اسم
پنجمی چیه؟

پاسخ: Nunu؟
نه! البته که نه. اسم دختر پنجم ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 مرداد1389ساعت 11:14 AM  توسط محمد بنی هاشم  | 

به مردبودن خودافتخارکنید

 

۱- هميشه از نام خانوادگي شما استفاده مي‌شود.
2- مدت زمان مكالمه‌ي تلفني شما حداكثر30 ثانيه است.
3- براي يك مسافرت يك هفته اي تنها يك ساك كوچك دستي نياز داريد.
4- در تمام شيشه هاي مربا و ترشي را خودتان باز مي‌كنيد.
5- دوستان شما توجهي به كاهش يا افزايش وزن شما ندارند.
6- جنسيت شما در موقع مصاحبه‌ي استخدام مطرح نيست.
7- لازم نيست كيفي پر از لوازم بي استفاده را همه جا به دنبالتان بكشيد.
8- ظرف مدت 10دقيقه مي‌توانيد حمام كنيد و براي رفتن به مهماني آماده شويد.
9- همكارانتان نمي‌توانند اشك شما را در بياورند.
10- اگر در 34 سالگي هنوز مجرديد، احدي به شما ايراد نمي‌گيرد.

11- رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبيعي است.
12- با يك دسته گل مي‌توانيد بسياري از مشكلات احتمالي را حل كنيد.
13- وقتي مهمان به خانه‌ي شما مي‌آيد لازم نيست اتاق را مرتب كنيد.
14- بدون هديه مي‌توانيد به ديدن تمام اقوام و دوستانتان برويد.
15- مي‌توانيد آرزوي هر پست ومقامي را داشته باشيد.
16- حداقل بيست راه براي بازكردن در هر بطري نوشابه‌ي داخلي يا خارجي بلد هستيد.
17- ضرورتي ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشيد.
18- ... و بالاخره روزي يك پيرمرد موفق خواهيد
شد

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 مرداد1389ساعت 9:7 PM  توسط MaR!a  | 

زن مدلی

    زن مدل هاردیسک:
   همه چی یادش می مونه تا ابد.

    زن مدل ویندوز:
   همه می دونن که هیچ کاری و درست انجام نمی ده ولی کسی نمی تونه بدون اون سر کنه.

    زن مدل رم:
   از دل برود هر انکه از دیده برفت!

   زن مدل اکسل:
  می گن خیلی هنرها داره ولی شما فقط برای 4 نیاز اصلی تون ازش استفاده می کنین.

   زن مدل اسکرین سیور:
  به هیچ دردی نمی خوره ولی حداقل حوصله تون باهاش سر نمی ره.

   زن مدل سرور(server):
  هر وقت لازمش دارین مشغوله.

   زن مدل مولتی مدیا:
  کاری می کنه که چیزهای وحشتناک هم خوشکل بشن.

  زن مدل ایمیل:
 از هر 10 تا چیزی که می گه 8 تاش بیخوده.

  زن مدل ویروس:
  وقتی که انتظارش و ندارین از راه می رسه و خودش و نصب می کنه و از منابعتون استفاده می کنه. اگر سعی کنین پاکش کنین یک چیزی رو از دست می دین و اگر هم سعی نکنین پاکش کنین دارو ندارتون رو از دست می دین!

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 مرداد1389ساعت 9:3 PM  توسط MaR!a  |